مسافري كه تازه به شهر غضنفر وارد شده بوده از آقا غضنفر مي پرسه ما اينجاغريبيم. كجا آمپول مي زنن؟ غضنفر باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا!!
یه روز یه غضنفر میره ساندویچی میگه آقا یه ساندویچ کالباس بده ولی برام خیارشور نزار.از قضا یارو ساندویچی هم حیف نون بوده میگه:ببخشید خیارشور ندارم میخوای گوجه نزارم؟
غضنفر زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه؟
به غضنفر یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی.
بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!
اگه گفتین حیف نون به قرمز کم رنگ چی می گه؟
قرمز آسمانی!
یه روز غضنفر رو به جرم دزدی می برن دادگاه قاضی میگه خجالت بکش این دفعه چهارمته که میای
دادگاه. غضنفر به قاضی میگه تو خجالت بکش که هر روز اینجایی
حیف نون از کنار جن رد می شه جن می گه بسم الله این چی بود؟
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره!
کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: "دو تا آجر"!
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1