چتر ها را باید بست .
زیر باران باید رفت.
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت .
عشق را زیر باران باید جست .
زیر باران باید با زن خوابید .
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت .
حرف زد ، نیلوفر کاشت .
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است...
لب دریا برویم
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت
و نترسیم از مرگ ...
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1