شاید امروز چشمهایت مثل دیروز برقی نداشته باشد
وقلبت نیز نای تپیدن برای من
اما هنوز چشمهای من برای تو میدرخشد
و قلبم نیز میتپد برای تو

دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی
دستانت را برایم مشت میکنی
میپرسی: گل یا پوچ ؟
در دلم میگویم : دستهای تو


♥لُـغـت نـآمـہ هـآے בنیـآ رآ بـآیـב آتـش زב ...
جـلوے وآژه ے نبـودט نوشـتـہ انـב :
"عـבمـ حـضور شخصے یـآ چیـزے "
هـمـیــט !
چــقـבر نَبـوבט تــو رآ
سـآבه فَرض مـے ڪنـنـב


دلـ♥ـم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛
پــُـر از جــایِ خــالـیِ ♥تـــو♥
پــُـر از دلـ♥ـتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو
پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن
در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــ♥ـــو
پــُـر از حــس پــرواز
پــُـر از تــــــــ♥ـــــــــو ♥
בلـتـنـگے
گــآه از جـِـنـس ِ اَشـک انـב و گــآه از جـِنـس ِ بـُغـض
گــآه سُـکـوت مـے شَـونـב و خـآمُـوش مــے مـانـنـב
گـاه هــق هـق مــے شَـوَنـב و مـے بـارنـב . .
בلـتـنـگے مـن بـَرایِ تو امـّـا
جِـنـسِ غَـریـبے בارב........
محبت دروغین ..
سیر شده ام از بس از آدم ها زخم خورده ام!
خدا خیرتان بدهد به من محبّت دروغینتعارف نکنید.
من سیرم....
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه…
محکم بغلت کنه…
بذاره اشک بریزی راحت شی….
بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم


تقصیر تونیست
مقصر معلم دستور زبان فارسی بود
که به من نگفت
"من" باهر "تویی" "ما" نمیشود!
متاسفم

دروغ...
متــــــــاسفم…
نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست…
نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم….
متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را….
از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….
تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم….

یه
یــــه وقتهایی میری رو پســـت و عکســـهاش یه کامنتـــی بـــذاری
حــــرف دلتو بهــــش بگـــی
که چقـــــدر برات عــــزیزه....
ولـــــی میبینی خیلـــی ها اومـــدن حرفهــــای تورو بهـــش مـــیزنن:
عزیـــزمـ ღــ
عاشقتــمـــ ღــ
جانــمـ ღـــ
فـــღـدات شــღــم...
تو میمـــــونی و یه دنیــــــا حــــرف نگفــــته ....
فــــقط واســـــش لایـــــک میــــزنی....
کــــاش بــــدونه این یعنــــی
یه دنیا بغـــــض و حــــرف !.!.!

عاشق روز هایی
عـاشـق روزهــــــــــــایی هستـم
که مهـــــربان میـــــشـــوی . . .
حتـــی اگـــــــــــر نفهـــــــــــمم چرا !!!!!!!!!

باران..
باران بهانه ایست ازجنس حضورتو ،
اگرروزی قطره ای صورتت را بوسید
و گونه هایت گلگون شد به یاد من بیافت ،
چراکه ثانیه هایم سخت می گذرد

چرا..؟
سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت
و نخواهم دانست کجایی اما
آرزوی من برای خوشبختی تو
تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد
اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر
و نخواهی دانست که چرا؟

بیهوده
بیهوده میگردم به دنبالت،
وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به راهت
شاید وقت این است که حسرت گذشته های شیرین با تو بودن را بخورم
تنها بمانم و کوله باری از غم را بر دوش بکشم
دیروز گذشت و پیش خود گفتم فردا در راه است ، فردا آمد و دیدم هنوز دلم چشم به راه است
مدتی گذشت و هنوز هم در حسرت دیروزم ، چه فایده دارد وقتی روز به روز از غم عشقت میسوزم؟
پیش خود میگویم شاید فردا بیایی ،شاید هنوز هم مرا بخواهی !
تقصیر دلم بود نه چشمانم ، این قصه که تمام شد، باز هم اگر بخواهی میمانم
نشستم به انتظار غروب تا یک دل سیر گریه کنم ، شاید کمی آرام شوم
، غروب آمد و بغض سد راه اشکهایم ، شب شد و هنوز نشکسته شیشه غمهایم،
این حال و روز من است ، نیستی که ببینی این روزهای بی تو بودن است
تمام هستی ام تویی ،از لحظه ای که نیستی ، انگار که من نیز نیستم ، انگار مدتی را با عشق زندگی کردم و
بعد از تو ،مال این دنیا نیستم !
از آغاز نیز اهل دیار تنهایی بوده ام ، تو رهگذری بودی و من با تو مدتی آشنا بوده ام
از کجا میدانستم اهل دل نیستی ، عشق را نمیشناسی و با من یکی نیستی ، از کجا میدانستم که تنها میشوم ، من بیچاره باز هم بازیچه دست غمها میشوم !
بیهوده میگردم به دنبالت ، با وجود تمام بی محبتی هایت ، باز هم میخواهمت….

دوستت دارم...
همیشه وقتی یکی ازم میپرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... .
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!! میدونی چرا؟ چون قویترین و بزرگترین عددیه که میشناسم... .
دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی هستن؟؟؟ ماه یکیه... .
خورشید یکیه... .
زمین یکیه... .
خدا یکیه... .
مادر یکیه... .
پدر یکیه... .
تو هم یکی هستی... .
وسعت عشق من به تو هم یکیه... .
پس اینو بدون از الآن و تا همیشه یکی دوستت دارم... .
صبر کن
عشق که شکل گرفت
لب ، قلب ، چشم ، گویا می شود
و ذهن
پاک می شود از غبار
آن وقت
با من باش ، همیشه ی من !!!
صــــدآی
صــــدآی گـــآم هـــآی تــ♥ـــو ضـــربـــآن زنـــدگــــی مـن اســت
بـــــآ مــن راه بیــــا
بـــآ تــ♥ــو تشنــــه ی زنــــده بـــودنـــم

بعضی وقتا
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی ...
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی ...
شاکی بشی ولی شکایت نکنی ...
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن ...
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری ...
خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری !
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی ... !!
داستان این روزهای من ... !

به سلامتیه
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس
دزدکی دوست داشت...
دزدکی زنگ زد......
دزدکی زیر پتو اس م اس بازی کرد....
دزدکی عاشق شد....
دزدکی بوسید...
دزدکی حرف زد...
دزدکی در آغوش گرفت...
دزدکی عشق بازی کرد...
دوست داشتن
♥ دوست داشتـטּ یعنے ...♥
♥ وقتے میــــدونه...♥
♥ روے چیزے حساسے...♥
♥ یا از ڪارے بدت میـــاد...♥
♥ حواسش هست ڪه ناراحتت نکنه...♥
♥ دوست داشتـטּ یعنے همیـטּ.:.♥

موهای یک زن
موهای یک زن خلق نشده
برای پوشانده شدن
یا برای باز شدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبال کشیدن نگاه
موهای یک زن خلق شده
برای عشقش
که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...
عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!
وقتی خدا می خواست تو را بسازد
چه حال خوشی داشت،
چه حوصله ای ! این موها، این چشم ها .... خودت می فهمی؟ من همه این ها را دوست دارم.
دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم
یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟
بگی اره ..!!!
منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم
دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :
یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
نگاه ساده
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم
هر پسین
این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟

بازگشت غم
لعنت به اقبال بدم ***لعنت به این بخت سیاه 
ازعاشقی و خوبیهایش***چیزی
ندیدم غیر آه
چرا دوباره آمدی*** تازه کنی گذشته ها
نمک بپاشی در دلم***پنبه کنی در رشته ها
اگه نمی خوای قلب من***پس برای چی صدا زدی
یه روزمی گی نروبمان***یک
روزمیگی خیلی بدی
چرا می خوای که بشکنی *** هر ثانیه تو این تنو
نه می کشی نه میگذری ***زنده به
گورمی خوای مرا
مرا ببخش عروسکم *** اگه نبودم لایقت
اگه جسارت کردمرا ***گفتم
که هستم عاشقت
بدان وبرایم فرشته ای ***حتی اگه بگی برو
تا آخرین ذره جان *** رها
نمی کنم تو را

تنهای تنهایم...
خداوندا کفر نمی گویم
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آن کس که از احساس سرشار است
خداوندا تو تنهایی و من تنها
تو یکتایی و بی همتا
ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا
فقط تنهای تنهایم...

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0